السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

91

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

كه يا همراه او بودند يا بر عليه او ، و يا از هر دو لشگر كناره گرفته بودند ، همگى « مجتهد » بودند و آنچه مىكردند آن‌ها را از عدالت خارج نمىكرد » . « 1 » و « ابن‌كثير » درباره‌ى « يزيد » گويد : « علماى ما كارهاى ناپسندش را حمل بر آن كرده‌اند كه او « تأويل و اجتهاد » كرده است ؛ و گفته‌اند : « با وجود اين ، او امام فاسقى بوده كه عزل نمىشود . . . و شورش بر عليه وى جايز نيست » و امّا اينكه گفته شده : « يزيد هنگامى كه از ماجراى اهل مدينه و فجايعى كه در « واقعه حرّه » بر آن‌ها رفته بود آگاه شد ، به شدت مسرور و شادمان گرديد » اين بدان خاطر بود كه او خود را امام مىدانست و آن‌ها از دايره طاعتش خارج شده و شخص ديگرى را اميز خود گرفته بودند ، و اين حق او بود كه با آن‌ها بجنگد تا به فرمانش درآيند و همراه جماعت گردند » . « 2 » در خبر اول ديديم كه آن دو صحابى ، خالدبن وليد و خليفه ابوبكر ، كشتن مالك‌بن نويره و همبستر شدن با همسر او را ، « تأويل » ناميدند . در خبر دوم ، عروةبن زبير تابعى ، كار عايشه را ، كه بر خلاف آنچه روايت كرده بود ، نمازش را در سفر تمام مىخواند ، « تأويل » ناميد ؛ همان‌گونه كه عثمان نيز چنين كرده بود . و پس از چند قرن مىبينيم كه « ابن حزم » ( متوفاى 456 ه - ) « ابوالغاديه » قاتل « عمّار » را « متأوَّل مجتهد » مأجور به اجر واحد توصيف مىكند . و بعد ، همو و « ابن‌تركمانى حنفى » ( متوفاى 750 ) « ابن‌ملجم » قاتل امام على ( ع ) را نيز ، « متأوَّل مجتهد » معرفى مىكنند . و بعد ، « ابن‌حجر » ( متوفاى 852 ه - ) همه صحابه را در آن جنگ‌ها ، « متأوّل و مجتهد » توصيف كرده و مىگويد : « مجتهِد اشتباه كرده يك پاداش دارد ! »

--> ( 1 ) . حاشيه صواعق ، ص 209 . ( 2 ) . تاريخ ابن‌كثير ، ج 8 ص 223 ، كه ما فشرده آن را آورديم . .